۱
در استانه نزدیک شدن به سال نو:

بهار با یک سبد میوه لبخند

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۳۱
Share/Save/Bookmark
 
یادداشتی از حسین طاهری - بریز لارستان
بهار با یک سبد میوه لبخند
 

صحبت نو : حسین طاهری / سال جاری با تمام فراز و نشیب هایش،غمها و شادیهایش،زشتی و زیبایی هایش و خلاصه با همه خوبی و بدی هایش آخرین روز های خود را به سرعت، سپری می کند و به زودی به تاریخ می پیوندد. این طبیعت جهان و عالم مادی است. انسان نیز علیرغم داشتن قدرت شگرف خدادادی در عرصه های مختلف، از این قاعده مستثنی نبوده و هرگز نمی تواند برای خویش یک زندگی ابدی متصور باشد. انسانی که با پایان هر سال و آغاز سال جدید و همین ظور در سالگرد تولد خویش محفل شادی بر پا می کند غافل از این است که گردش هر سال، در واقع شماره معکوسی است که در کرنومتر عمر او ثبت شده و یک سال به پایان عمر خویش نزدیک تر می گردد و این موضوع نیازمند تفکر و تامل بسیار است که همه رفتنی هستند. پس ماکه همه فانی هستیم چرا از خود نیکی به یادگار نگذاریم. چرا در شرایطی که انسان های زیادی در مجاورت ما به سختی روزگار را سپری می کنند ما فقط به خود و آسایش خانواده مان فکر می کنیم ولاغیر. آن هم در شرایطی که به راحتی می توانیم دستگیر افتاده ای باشیم. با همه این احوالات شادی و شاد زیستن نه از منظر دین و نه از سوی فطرت انسانی هیچگونه مغایرتی با کمالات بشری نداشته و ندارد اما نکته ای که همواره دل بزرگان تاریخ را به درد آورده دوری انسان از مهرورزی و گسترش خوی حیوانی در او بوده است. متاسفانه امروزه جامعه ما که یک جامعه اسلامی با فرهنگ غنی و بسیار قدیمی است نیز شاهد مسائل مذکور گردیده است. در شرایطی که همه ما چه مسئولین و چه مردم باید همیشه، علی الخصوص در این ایام که به آغاز مراسم عید نزدیک می شویم به فکر شاد کردن بیچارگان باشیم، می بینیم که خیلی ها با ولع فراوان از همین حالا تا می توانند خرید های بی حساب و کتاب در همه ی زمینه ها انجام می دهند، گویی که مسابقه دارند و غصه می خورند که آقا چکار کنیم، فلان قلم جنس برای عید در بازار کم است و جالب تر اینکه مسئولین مربوطه نیز با افتخار اعلام می کنند نگران میوه شب عید نباشید، تامین شده است. همان طور که گفته شد همه اینها به جای خود لازم است اما نگرانی اینجاست که چرا ما چنان غرق این مسائل شده ایم و تجملات این چنینی در زندگی ما ریشه دوانیده است که رسالت انسانیت خویش را به وادی فراموشی سپرده ایم. مگر ما پیرو بزرگانی نیستیم که غذای خود را به فقرا می دادند؟ مگر آنها در تاریکی شب با کمک هایشان دل گرفتاران را شاد نمی کردند؟ اصلا چرا راه دور برویم در همین دفاع مقدس خودمان مگر کم داشتیم انسان هایی که با وجود داشتن زندگی های راحت و تحصیلات عالیه، جان خود را در طبق اخلاص نهاده و از همه ی راحتی ها می گذشتند تا هموطنان و دین شان آسیب نبینند. آری آن ها جان خود را دادند تا مردانگی از سفره ی انسانیت ایرانی ها حذف نشود، خود را فدا کردند تا مهربانی بماند، از زندگی راحت دنیا گذشتند تا به ما حیات جاوید و لذت بخش آخرت را بشارت دهند اما افسوس که امروز نگرانی ما شده است کمبود میوه شب عید. همشهری عزیز می توان پرتقال شب عید را خورد، دو سه دانه هم به امیر علی، پسرک همسایه داد که چند ماه میوه نخورده و پوست صورتش از طراوت افتاده است. برادر و خواهر بزرگوار می توان پسته شب عید را خورد، یک کاسه هم به لیلا دخترک یتیم کوچه بغلی داد که به علت سوء تغذیه، نای راه رفتن ندارد، می توان شیرینی شب عید را خورد، مقداری هم به عمو شکرالله پیرمرد تنهای محله بالا داد. آن وقت است که خوردن همه اینها طعم ویژه ای می گیرد و آن طعم خوش انسانیت است که بند بند وجود ما را آکنده از نیروی خدایی می گرداند. پس همشهریان عزیز نگران نباشید، در آستانه شب عید، شرایط خوردن میوه بهشتی تامین است، نگاه کنید امیرعلی را، ببینید لیلا و نظاره کنید عمو شکرالله را. با تشکر؛
کد مطلب: 4613
مرجع : صحبت نو
 


 
mehdi
۱۳۹۵-۱۲-۲۷ ۱۹:۲۸:۰۷
عالی (2714)